همه گفتند فراموشش کن
و نمی دانستند
که به جز یادت در هر لحظه مرا
... یاری نیست
هر که می دید غمم را می گفت
که دوایت گذر ایام است
لحظه و ساعت و روز
در پی هم رفتند
و فراموش شدند
عشقت اما در من
همچنان پا بر جاست
هر که می گفت
دوایت گذر ایام است
کاش می دید که بعد از عمری
باز هم یاد تو در من باقیست
باز هم یاد تو در من گرم است
باز هم یاد تو در من خوب است
باز هم یاد تو رویای من است
باز هم یاد تو امید فردای من است
^P.T.S^ ![]()
نوشته شده توسط بتیس در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ساعت 8:34 موضوع | لینک ثابت

باز دوباره میزنه قلبت تو سینه سازمو
تو سکوتت میشنوی زمزمهء آوازمو
حس دلتنگی که میگیره تموم جونتو
هر جا میری منو میبینی و کم داری منو
تو دلت تنگه ولی انگار تو جنگ با دلم
میزنی و میشکنی با خودت لج کردی گلم
راه با تو بودنو سخت کردی که آسون برم
چشم خوشرنگت چرا خیس دوباره خوشگلم
حالا بگو کی دیگه اخماتو میگیره
با تو میخنده تب کنی واست میمیره
دست کی شبا لای موهاته
اره خودم نیستم ولی یادم که باهاته
این عشقهههه تو وجودت توی جونت ریشه کرده
دلت دوباره بی قراره داره دنبال من میگرده
گفتی که میخوای بری سر و سامون بگیری
خواستی اما نتونستی به ابن آسونی بری
دستت مال هرکی باشه چشمت دنبال منه
هر نگاهت انگاری اسممو فریاد میزنه
من خیالم راحته تا پای جون بودم برات
تو ندونستی چی میخوایی تا بریزم زیر پات
همهء آرزوهامون دیگه فقط یه خاطرس
نفسم بودی ولی یه تجربه شدی و بس
حالا بگو کی دیگه اخماتو میگیره
با تو میخنده تب کنی واست میمیره
دست کی شبا لای موهاته
اره خودم نیستم ولی یادم که باهاته
^P.T.S^ ![]()
نوشته شده توسط بتیس در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ساعت 15:24 موضوع | لینک ثابت
دوستش می دارم .
لبخندش را
فریبی نه که هدیه ای می انگارم
من همه ی سنگهایش را پرستیده ام
و آتش
و آب
و خاکش را
من آفتابش را پوشیده ام
و عصاره ی ماهتابش را پیاله پیاله نوشیده ام
دوستش می دارم
زمینی که تو روی آن راه می روی
^P.T.S^ ![]()
نوشته شده توسط بتیس در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ساعت 22:50 موضوع | لینک ثابت

از من بگریزید که می خورده ام امروز
با من منشینید که دیوانه ام امشب
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد
ای بیخبر از گریه ی مستانه ام امشب
یک جرعه ی آن مست کند هر دو جهان را
چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب
بی حاصلم از عمر گرانمایه فروغی
گر جان نرود در پی جانانه ام امشب
---
دلم گرفت از آسمون هم از زمین، هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم
---
امشب از اون شباست که من دوباره دیوونه بشم
تو مستی و بیخبری اسیر میخونه بشم
امشب از او شباست که من دلم می خواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم
دلم گرفت از آسمون هم از زمین، هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم
---
از این همه دربه دری تو قلب من قیامته
چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته
از این همه در به دری دلم رسیده جون من
به داد من نمی رسه خدای آسمون من
^P.T.S^ ![]()
نوشته شده توسط بتیس در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ساعت 13:17 موضوع | لینک ثابت
روزی می رسد که دهانم باز و دستانم فراخ است
نوشته شده توسط بتیس در پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ساعت 21:8 موضوع | لینک ثابت

تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
هنوز پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
تمام گنجشکان
که درنبودن تو
مرا به باد ملامت گرفته اند
ترا به نام صدا می کنند
هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج
کنار باغچه
زیر درخت ها،
لب حوض
درون آیینه پاک آب می نگرند
تو نیستی که ببینی، چگونه پیچیده است
طنین ِ شعر ِ نگاه ِ تو درترانه ی من
تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد
نسیم روح تو در باغ بی جوانه من
چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید
به روی لوح سپهر
ترا چنانکه دلم خواسته است، ساخته ام !
چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر
هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر
به چشم همزدنی
میان آن همه صورت، ترا شناخته ام !
به خواب می ماند
تنها به خواب می ماند
چراغ، آینه ، دیوار، بی تو غمگینند
تو نیستی که ببینی
چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست، از تو می گویم
تو نیستی که ببینی، چگونه از دیوار
جواب می شنوم
تو نیستی که ببینی ، چگونه، دور از تو
به روی هرچه در این خانه ست
غبار سربی اندوه بال گسترده است
تو نیستی که ببینی دل رمیده من
بجز تو، یاد همه چیز را رها کرده است
غروب های غریب
در این رواق نیاز
پرنده ساکت و غمگین
ستاره بیمار است
دو چشم خسته ی من
در این امید عبث
دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است
تو نیستی که ببینی !
^P.T.S^ ![]()
نوشته شده توسط بتیس در جمعه نهم دی 1390 ساعت 22:19 موضوع | لینک ثابت

سلام ای بهترینم
هنوز عاشق ترینم
اگر از آشیونه دور دورم
غم عشقت تو قلبم مونده با من
از اون خوابی که اسمش زندگی بود
همون عشق و همون غم مونده با من
نگیری عشق و از من
که میمیرم به غربت
دلم با درد این عشق
یه عمر کرده عادت
تو ویرون . من یه سرگردون . فلک کارش همینه
من و رسوای عالم کرد خودش رسوا ترینه
نه دیدی گریه هامو . نه خوندی قصه هامو
به اونجایی رسیدم که گم کردم خدامو
چه بنویسم از این دنیا ؟؟
به دنیا دل نبندید
فقط یک آهه و یک دم به فردا دل نبندید
سلام ای بهترینم
هنوز عاشق ترینم
شبای غربت اینجا سرد سرده
فقط شب درد بی خوابیم قشنگه
عزیزم زندگی معنای درد
فقط این عشق و بی تابیم قشنگه
^P.T.S^ ![]()
نوشته شده توسط بتیس در پنجشنبه پنجم آبان 1390 ساعت 11:40 موضوع | لینک ثابت

اشک من پیرهنتــو تــر کرده!
همه جــــا عطــــــــر تو پیچیده ولـی،
دل دیگــــــــــــــه غربت و بـــــــــــــاور کرده!
مثل اون پرنده شکستـه بـــال،
دل من بعد تــــــــو بی لونــــه شده؛
با تو بی قــــــراره و بی تو بی قــــــــــــراره؛
دل من راس راســی دیوونـــــــــــــــــــــــه شده !
امشبـم میـون این خاطـره های سردم،
بی رمق، دنبال اون حادثـــــــــه ای میگردم؛
که نفهمیدم و کِی کجــــــا تـــــــــــو رو ازم گرفت!؟
دست تــــو جــــــــــدا شد و نگاهتــــــــــو گُـــــــــم کردم
چرا باید وقتی خونـه دلت متروکـه،
واسه در زدن بازم دنبال یک بهونــه گشت؟
وقتی راه نداره چشمــــام، به حریــــــــــم قلب تو
چــــــه جوری میشه پی یــه فرصت دوبـــــــاره گشت!؟
^P.T.S^ ![]()
نوشته شده توسط بتیس در پنجشنبه پنجم آبان 1390 ساعت 11:39 موضوع | لینک ثابت
مث گنجیشکی که زیر برفا مونده
همه ی دلتنگی پیش تو جا مونده
یه نفر اینجاس که تو رو دوست داره هنوز
که تو چهار فصل دلش برف می باره هنوز
یه نفر منتظره تو بهارش باشی
تا کنارت باشه تا کنارش باشی
یخ زده ان دستای من زل زده ام به ردپات
دستامو ها می کنم کو اجاق خنده هات؟
شاخه هام خشکیدن
ریشه هام از دردن
شونه هام می لرزن
متن ترانه و آهنگ از سایت ایران ترانه
استخونام سردن
یه نفر اینجاس که تو رو دوست داره هنوز
که تو چهار فصل دلش برف می باره هنور
رد چشمامو نگا کن
دستامو بگیر تو دستات
یخ این دستارو وا کن خنده هات سبزه ی عیدن
خنده هاتو دوست دارم منو با خنده صدا کن
با یه ذره مهربونی
منو پر کن از جوونی
کی بهارو دوست نداره
عزیزم خودت می دونی
فصل فصل تو که عشقه
چهار فصل من بهار
^P.T.S^![]()
نوشته شده توسط بتیس در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ساعت 21:52 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
چشم چشم، دو ابــرو/ نگاه من به هر ســـو / پس چرا نيستي پيشم؟/ نــگاه خيـس تو کو ؟/ گوش گوش دو تا گوش، دو دست بـــاز يه اغوش/ بيـــا بــگـير قلــبمو ، يـــادم تــو را فراموش ؟/ چـوب چوب يه گردن. ، جـاي نـــري تو بي من / دق مي کنم مـــيميرم ، اگه دور بشي از من / دست دست دو تا پــا، يـــــاد تو مـونده اينــجا / يادت مي ياد که گفتي:بي تو نمي رم هيچ جا؟/ من؟من؟ يه عاشق، همون مجنون سابق ______________________
/ / اتل متل جدايي ، عروسكم ، كجايي ... ؟ . / / اَتـــل مَتـــل ســتــاره ، گــلــم دوســم نــداره ..
نه يـه نامـــه نه يک زنـگ ، دلـم شـده تـنـگ تـنـگ
اَتـــل مَتــل آسـمــون ، مــن بَـدو تــو مـهـربـون ..
تومثل گُل من از گِل ، من زشت زشت تو خوشگـل گاو حسن پريشون،يه دل داره پرازخون ... / / عشقم رفت هندستون،خونه ام شده قبرستون يه عشق ديگه بردار ، يه دنيا ، غصه بردار ... اسمشو بذار بچگي ... ، تاا اخر ، زندگي ... !!! آچين وواچين تموم شد،عمرمنم حروم شد ... ________________________
اَتـــل مَتــل يه خورشـيد کــي از دلـت مـنو چـيـد ؟
ايـن هـمه دوري از من ، کي اين روزا رو مي ديـد ؟
اَتـــل مَتــل خُـدافِــظ ، خـونـدم تـو فـال حـافـظــ ..
نـگـات شـده سَـردِ سَـرد ، جــدايـي پـر پـرم کـرد
__________________________
% % % هفت شهر عشق ...% % %
$ شهر اول : نگاه و دلربايي ...
$ شهر دوم : ديدار و آشنايي ...
$ شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي ...
$ شهر چهارم : بهانه،فکر جدايي ...
$ شهر پنجم : بي وفايي ...
$ شهر ششم : دوري و بي اعتنايي ...
$ شهر هفتم : اشک، آه و تنهايي ...
..............................................
>>>>>>>>>>>عاشق<<<<<<
چرا غمگيني ؟
عاشق شدم
آيا عشق شيرين است ؟
بله شيرين تر از زندگي
چرا تنهايي ؟
ويژگي عاشق هاست
لذت تنهايي چيست ؟
فکر به او و خاطرات او
چرا مي روي ؟
براي اينکه او رفت
دلت کجاست ؟
پيش او
قلبت کجاست ؟
او برده
پس حتما بي رحم بوده نه ؟
نه اصلا
چرا ؟
چون باز هم او را ميپرستم . . .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
حسرت
نوبت املا
گفتم نرو
بخند
بی قرارم
رفتن تو
طلوع
من ودل
میدونم دل تو جای دیگست
شاید جایی دیگر
با خود اندیشیدم
بارانی تر از همیشه
بهش بگین
اونی که می خواستم
یه دنیا دلم گرفته
مگه قرار نبود
به خود کرده گرفتارم
روزگار غریبیست نازنین
چشم انتظار نگاهت
دلم گرفته خدا
قشنگترین اشتباه
بعد مرگم
شاید جایی دیگر
تا قیامت
نامه ای برای تو شکوه هایم با خدا
سخته
شما بگوئید چه بگویم ؟
تنهای تنها
براي تو
ای خدا
خداحافظ نگو
درد دل با دل
سالروز فوت سهراب
تو رادوست ندارم!
خداوندا ...
آيا نامه های مرا می خوانی؟
بيادت هست ؟
روز زن خجسته باد
ای یار
تبریک
تفاوت
آیه های بارانی
خیالت
نیاز
احمد شاملو
بزن زیر گریه
به چشمانم نگاه کن
بیراهه
خداوندا نمی دانم
برای تو می نویسم
همه میگن
شبی مهتابی
میدونستی یا نه ؟
میدونستی یا نه ؟
حیف
بگشای پنجره دلت را
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامده ماه
ای دوست
پندار
تو و او
به مناسبت چهارمین سالگرد در گذشت ناصر عبدالهی ( نا
عشق
دلتنگی
پشیمانی
تنهاترین عاشق رو زمین
آرزو
نمی شود چه کنم ؟
روزها می گذرند
به من نخند
همین هم کافیست
آری ...
نشانی
وصیت نامه
وصیت نامه
من برات چی بودم ،
ها....
سلام ای بهترینم
دل متروک
من صبورم اما...
تو نیستی که ببینی
گنجینه غم
دلم گرفته
دوست می دارم
خاطره عشق
آنها نمی دانند ...
شاید یه عشق باشه
تکه ای از دلم
ای عشق مددی کن به سامان برسم
قربونت برم خدا چقد غریبی رو زمین
چشمان عاشق
دیگه بسمه شکستن
غروب
پیوند دستها
دوستان
شكوفه هاي احساس
بانک عشق براى شما
دنیای عزیز
فرشته های کوچلو
تنهایی بیا اینجا
گل های یاسی
من و دخملم
کارت پستال
مرداب(بهار)
احسان
پت مت (رویا )
سال نو مبارک
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آرشيو
طراح قالب
POWERED BY